دشت چون بال تذروان گشت پرنيرنگ و خط * بوستان شد چون پر طاوس پرنقش و نقط
بر نواى ناى بلبل ريز خون از حلق بط * اى خطت چون بال طوطى زلف چون پرزغن
بوى گل هردم به قلب غم شكست آرد همى * هوشمندان را نواى مرغ مست آرد همى
اى خوش آن مستى كه در بستان به دست آرد همى * نار پستان و ترنج غبغب و سيب ذقن
سر برآور اى پرىروى پرىپيكر ز كاخ * راست چون صرح ممرد بين همه دشت فراخ
باده ده كز باد چون تخت سليمان گشت شاخ * اى خطت مور و دهانت خاتم و زلف اهرمن
دشت پوشيد از سپر غم اى صنم چينى زره * گل چو فرخارى رخت افروخت با فرى فره
باده زن تركانه اى زلفت همه چين و گره * بوسه ده مستانه اى جعدت همه چين و شكن
المسمط الثالث
عيد بزرگ است و فرودين جلالى * مهر به بيت الشرف نهاده نهالى
بركه و در ابر برفشانده لآلى * باغ به نغزى چنان كه مجلس عالى
گوئى آراسته است داور ايران * باز به چشم خروس شخ شد مشحون
ساخت نى و ارغنون چكا و به هامون * چنگ شباهنگ راست گشت به قانون
خون كبوتر ده اى همان همايون * پردهء قمرى زن اى تذرو خرامان
گشت ز ابيات گل چو طبع تر من * دفتر گلزار قطعهقطعه مدون
سود صبا لاله را عبير بهاون * كارگه دشت پرحرير ملون
دامن كهسار پرجواهر الوان * ناميه آراست شاه آيين لشكر
لشكر شاهينش غرق جوشن و مغفر * طبل و درفش است كوه و صحرا يكسر
بيد كشيد است از يكى سو خنجر * غنچه گشاد است از دگر سو پيكان