هرگاه كه نور او شود عين * بينيم مغيبات كونين
لوح دل ماست لوح محفوظ * اسرار خدا ازوست ملحوظ
شهرند محلهء صفاييم * ديوانهء عالم خداييم
شاهد بازيم و مىپرستيم * خوشطايفهايم هرچه هستيم
رباعى
اى سايه تو مرد صحبت نور نهاى * رو ماتم خود گير كزين سور نهاى
انديشهء وصل آفتابت نرسد * مىساز بدينقدر كزو دور نهاى
450 خواجوى كرمانى
و هو ابو العطا محمود بن على بن محمود از مريدان شيخ ركن الدّين علاء الدوله سمنانى است و از شعرا و ارباب سلوك و فضلاى آن عهد ممتاز بوده ديوان كامل تمامى دارد مشتمل بر قصايد عربى و عجمى و مثنويات و غزليات و اقسام اشعار چندى قبل ازين مفصل ديده شده بود و اكنون حاضر نيست مداح سلطان ابو سعيد خان چنگيزى بوده و سالها او را مداحى مىنموده مثنوى روضة الانوار و « هماى و همايون » ازوست . در سنهء 503 وفات يافته در تنگ اللّه اكبر شيراز مدفون است و ازوست :
در توحيد بارى عز اسمه
اى غرهء ماه از اثر صنع تو غرا * وى طرهء صبح از دم لطف تو مطرا
طشت زر شمعى خور از اطلس چرخى * در تافته از امر تو بر قرطهء خارا
نوك قلم صنع تو در مبدأ فطرت * انگيخته بر صفحهء كن صورت اشيا
از پيه بصر صنع تو بركرده دوسر شمع * در خلوت اين مردمك هندوى لالا