درم خريدهء آزم ستم رسيدهء حرص * نشانهء حدثانم خزينهء اهوال
دريغ فر جوانى دريغ عمر عزيز * دريغ صورت نيكو دريغ حسن جمال
سرم به گونهء شير است و دل به گونهء قير * رخم به گونهء نيلست و تن به گونهء نال
نهيب مرگ بلرزاندم همى شب و روز * چو كودكان بدآموز را نهيب دوال
گذاشتيم و گذشتيم و بودنى همه بود * شديم و ماند سخنمان فسانهء اطفال
ايا كسايى پنجاه بر تو پنجه گذاشت * بكند بال ترا زخم پنجه و چنگال
نه گر به مال و امل بيش ازين ندارى ميل * جدا شو از امل و گوش وقت خويش بمال
در طلب شراب به دوستى فرستاده
اى خواجهء مبارك بر بندگان شفيق * فريادرس كه خون رهى ريخت جاثليق
يك جام خون بچهء تاكم فرست از آنك * هم بوى مشك دارد و هم گونهء عقيق
تا ما به ياد خواجه دگربار پر كنيم * از خون تازه اكحل و قيفال و باسليق
* * *
گل نعمتيست هديه فرستاده از بهشت * مردم كريم خوبتر اندر نعيم گل
اى گلفروش گل چه فروشى براى سيم * از گل عزيزتر چه ستانى به سيم گل
و له ايضا
سرودگوى شد آن مرغك سرودسراى * چو عاشقى كه به معشوق خود دهد پيغام
همى چه گويد گويد كه عاشقا شبگير * بگير دست دلارام سوى باغ خرام
و له
من موى را نه از پى آن مىكنم خضاب * تا باز نوجوان شوم و نو گنه كنم
مردم چو مو به ماتم پيرى سيه كنند * من موى را به مرگ جوانى سيه كنم