كه احسنت اى زمين وى آسمان زه * عروسان را به دامادان چنين ده
چو باشد مطرب اين زنگى و روسى * نشايد كرد از اين بهتر عروسى
دو صاحب تاج را همتخت كردند * در گنبد بديشان سخت كردند
و زانجا باز پس گشتند غمناك * نوشتند اين حكايت بر سر خاك
كه جز شيرين كه در خاك درشت است * كس از بهر كسى خود را نكشته است
منه دل بر جهان كاين سرد ناكس * وفادارى نخواهد كرد با كس
425 نصير الدّين عبد الحميد فارسى الشيرازى
از وزراى خسرو ملك بن بهرام شاه بوده و كليله و دمنهء عربى را به پارسى ترجمه نموده آن را ديدهام و بسيار پسنديدهام . چندى از غدر روزگار غدار محبوس مانده و در حبس گفته :
اى شاه مكن آنچه بپرسند از تو * روزى كه بدانى كه نترسند از تو
خرسند نهاى به ملك و دولت ز خدا * من چون باشم به بند خرسند از تو
گويند اين رباعى را در حالت قتل خود گفته است :
از مسند عزا گرچه ناگه رفتيم * حمدا للّه كه نيك آگه رفتيم
رفتند و شدند و نيز خواهند شدن * ما نيز توكلت على اللّه رفتيم
اين رباعى پسنديده نيز از آن جناب است :
طبعم كه ز لشكر هنر دارد خيل * ياقوت به من بخشد و بيجاده به كيل
در سخنم كه جان به دو دارد ميل * پروردهء درياست نه آوردهء سيل