رويد چو موى بر بدن خستگان زره * بارد چو آب بر جگر تشنگان سنان
پولاد پرنيان صفت آبگونش را * يكسان شود بريدن پولاد و پرنيان
از كوه گاه زخم گرانتر كند ركاب * وز باد وقت حمله سبكتر كند عنان
برقى گرفته بر كف و ابرى به پيش رو * ماهى نهاده بر سر و چرخى به زير ران
گردان شوند پيش قوى زخم او ضعيف * شاهان شوند زير نگون چتر او ستان
و له ايضا
شد باد به آتش به فعل يكسان * وز باد هوا خاك ساخت آسان
آهو چو غضنفر در آتش از بت * ماهى چو سمندر در آب عطشان
الماس گهر تيغ زمردآساى * از تف هوا لعل گشت و مرجان
گشت آب عزيز و به قيمت زر * زر آب شد و سر برون زد از كان
سنگ آب شد اندر مسام صحرا * خون شد اندر عروق حيوان
از سوختن خويش بىشهابى * شيطان به فلك در بماند حيران
خورشيد اثرى يافته است گويى * از خشم خداوند و صدر اعيان
اقبال بزرگان ابو المظفر * فهرست كمال و كمال احسان
بعضى اين قصيده را به نام ديگرى نوشتهاند و چون در ديوان او ديدم به نام او نوشتم
چون كبك شسته لب به شراب مروتى * كبكى از آن به طوق معنبر مطوقى
در بزم خوبتر ز تذرو ملونى * وان در مصاف چيرهتر از باز ازرقى
بر آفتاب طنز كنى و مسلمى * بر مشترى و ماه بخندى و برحقى
گر ماه در لباس كبود و منقط است * تو شاه در قباى نسيج و مغرقى
قطعات و رباعيات
مرا به غزنى بسيار دوستان بودند * به نامهاى ز من آن قوم را نيايد ياد
مگر كه جمله بمردند و نيز شايد بود * خداى عز و جل جمله را بيامرزاد
* * *