بخندد بوستان زير و بگريد آسمان از بر * يكى چون ديدهء عاشق يكى چون چهرهء دلبر
ز بوى باد نوروزى جوان گشت اين جهان از سر * بنفشه زلف و نرگس چشم و لاله روى و نسرين بر
لباس آسمان ادكن فراش بوستان عبقر * شكفته هر سويى لاله دميده هر سويى عبهر
يكى چون عقد ياقوتين و پنهان اندر آن عنبر * يكى چون مجمر سيمين زرافشان اندر آن مجمر
دهان لاله پرلؤلؤ كنار گل پر از گوهر * شقايق رسته از يكسو ز ديگر سوى سيسنبر
فى مدح امير منصور
ايا گل رخ تو كرده از بنفشه سپر * دو زلف تست دو جرارهء بنفشه سپر
ميان زلف تو و چشم تو نبرد افتاد * ز حلقه آن مدد آورد و اين ز تير نفر
ز تير چشم تو ترسنده شد گل رخ تو * ز مشك ناب زره كرد و از بنفشه سپر
از آن شكسته شده است اين دو حلقههاش ببين * كه چون پريشان زير اوفتاده است به سر
طراز عنبر دارى كشيده بر آتش * سرشك باران دارى نهفته در شكر
نه شكر تو گدازد ز قطرهء باران * نه عنبر تو فروزد ز تابش آذر