اين قصيدهء مصنوعه هم در مدح سلطان محمود گفته
پار آن اثر مشك نبوده است پديدار * امسال دميد آنچه همىخواستهام پار
بسيار دعا كردم كاين روز ببينم * امروز بديدم بدعا كردن بسيار
عطار شد آن عارض و آن خط سيه عطر * هم عاشق عطرم من و هم عاشق عطار
گفتار نبوده است ميان تو و من هيچ * ور بوده بهيكبار ببندى در گفتار
بار غم و انديشه همه زين دل برخاست * تا مشك سيه ديدم كافور ترا يار
كار من و تو ساخته بوده است و نبوده است * امروز بكام دل ما گشته همه كار
سالار جهان فخر جهانداران محمود * آن شه كه چو جم دارد صد حاجب و سالار
دينار چنان بخشد ما را كه بر ما * پيوسته بود خوارترين چيزى دينار
زنهار دهد خصم قوى را چو ظفر يافت * هرچند نباشد بر او [ از در ] زنهار
اقرار دهد شاه جهان را به همه فضل * آنكس كه دهد خلق بفضلش همه اقرار
پيكار همىجويد پيوسته و ليكن * كس نيست كه با لشكر او جويد پيكار
دشوار جهان نزد ملك باشد آسان * و آسان ملك نزد همه گيتى دشوار