و له ايضا
نقطهء فصل ربيعى ز انقلاب آمد پديد * در بره از برج ماهى آفتاب آمد پديد
ربع مسكون گشت چون ربع سطرلاب از نقوش * تا ز احكام منجّم فتح باب آمد پديد
هركجا باريد ژاله لاله باليد از زمين * هركجا خاك و سراب آب و شراب آمد پديد
اى عجب كز فندق سيمين ژاله بشكند * شيشهء شامى كه بر آب از حباب آمد پديد
تا كه بنشاند غبار از روى ميدان هوا * آب از خرطوم پيلان سحاب آمد پديد
از صبا بر جام مل برگ گل لعل اوفتاد * وز هوا در گوش گل درّ خوشاب آمد پديد
كرده باز از ناز نرگس چشم گويى در بهشت * قاصرات الطرف اتراب از تراب آمد پديد
بر لب آهو و بر ابروى تيهو در جبال * از فروغ لاله و سبزه خضاب آمد پديد
هفترنگست از حيا قوس قزح تا فوق او * طاق ايوان شه مالك رقاب آمد پديد
و له ايضا
اى عيد نيكوان چه نهى در كنار عود * آن به كزين ميانه نهى بر كنار عود
در خواب مىكند دم عودت مرا كه يافت * خوش در كنار خاصيت كو كنار عود
با عود ساز خوشتر از عود سوختن * بردار عودسوز و بساز اى نگار عود
بار غم است بر دل تنگم رهى بساز * تا كم كند مرا ز دلتنگ بار عود