رباعيات
تا نسرايى سخن دهانت نبود * تا نگشايى كمر ميانت نبود
تا از كمر و سخن نشانت نبود * سوگند خورم كه اين و آنت نبود
* * *
از مشك حصار گل خودروى كه ديد * بر گل خطّى ز مشك خوشبوى كه ديد
گل روى بتى با دل چون روى كه ديد * در پشت زمين نيز چنين روى كه ديد
* * *
چون نار رخى ز نور پرمايه كه ديد * گسترده بروز بر ز شب سايه كه ديد
بر توبه بر از گناه پيرايه كه ديد * ايمان و نفاق هر دو همسايه كه ديد
* * *
تا در دوجهان قضاى معبود بود * تا خلق جهان و چرخ موجود بود
گر ملك بود بدست محمود بود * ور سعد بود نصيب مسعود بود
* * *
شاه حبش است زلفت اى بدر منير * از عنبر تاج دارد از لاله سرير
تو شسته همىكنى گل سرخ بقير * من شسته همىكنم بخوناب زرير
* * *
سيمين بر تو سنگ بپوشد به سمور * زلفت بشبه همىكند نقش بلور
اى با لب طوطيان و با كشى گور * حسن تو همى مرده برآرد از گور
* * *
آمد بر من كه يار كى وقت سحر * ترسنده ز كه ز خصم خصمش كه پدر
دادمش چه بوسه بر كجا بر لب بر * لب بدنه چه بد عقيق بد همچو شكر
* * *
اى شب نكنى اين همه پرخاش كه دوش * راز دل من مكن چنان فاش كه دوش
ديدى چه دراز بود دوشينه شبم * هان اى شب وصل آنچنان باش كه دوش
* * *