در عرفات بختيان باديه كرده پىسپر * ما و تو بسپريم هم باديهء قلندرى
ور سوى مشعر الحرام آمدهاند محرمان * محرم مى شويم ما ميكده كرده مشعرى
ور به منا خورد زمين خون حلال جانوران * ما بخوريم خون رز تا برسد به جانورى
هركه كبوترى كشد هم به ثواب دررسد * خيز و ببر گلوى دل كو كندت كبوترى
ور به طواف كعبهاند از سر پاى سرزنان * ما و تو و طواف دير از سر دل نه سرسرى
ور همه سنگ كعبه را بوسه زنند حاجيان * ما همه بوسه گه كنيم آن سر زلف سعترى
كعبه به زاهدان رسد دير به ما سبوكشان * بخشش اصل دان همه ما و تو از ميان برى
زهد شما و فسق ما چون همه حكم داورست * داورتان خداى باد اينهمه چيست داورى
و له ايضا
عيد رسيد و مهرگان باد و جنيبه براثر * هر دو جنيبه همعنان در گرو تكاورى
شاخ چو مريم از صفت عيسى شش مه به بر * كرده بسان مريمش نفخهء روح شوهرى
عيسى خود را كند تابش ماه دايگى * مريم عور را كند برگ درخت معجرى