به هر دو قدم فرش عالى سپردم * سرايندهء مدحت مهرگانى
مرا برگزيد از بزرگان حضرت * حسين على مايهء كاردانى
بزرگى كه مانند او كس نديدم * به آثار محمود زاولستانى
جوانى ز بس نغز كارى به پيرى * چنان كز خرد پير بد در جوانى
بزرگان همه هرچه بودند رفتند * ترا باد تا جاودان زندگانى
ز خلق خوش تو همى بوى دارد * سحرگه نسيم گل بوستانى
اين رباعيات از طرب نامهء اوست و رباعى اول در مدح ملكشاه است
خاقان علم و كوس ملكشاه كشد * فغفور بساط شاه بر ماه كشد
چيپال سراپرده و خرگاه كشد * قيصر بستورگاه درگاه كشد
* * *
زان مى خواهم كه خرمى را سبب است * نامش مى و كيمياى شادى لقب است
سرخست چو عناب و ز آب عنب است * آبى كه بچهره آتش آرد عجب است
* * *
پيرامن روز قيرگون شب دارد * زير دو شكر سى و دو كوكب دارد
بر سرخگل از غاليه عقرب دارد * كان نوش دو ترياك مجرّب دارد
* * *
اى غاليه ساييده بما سورهء سيم * وز غاليهء تو سيم را رنگ و سيم
بر رغم مرا نهادى اى در يتيم * ده تاج سيه بر سر ده ماهى شيم
در وقتى كه با پيوند نامى ترك صاحبجمال تعشقى داشته و دست او را در زير سنگى نهادند و زخمهاى بسيار بر او زدند اين رباعى را وصف الحال خود گفته
من مىبروم بيا مرا سير ببين * وين حال به صد هزار تغيير ببين
سنگى ز بر و دست من از زير ببين * از يار بريدنى به شمشير بين
خصم تو اگر باز ندارد ز تو چنگ * صدگونه براى تو برآميزم رنگ