چون شها پنهان شود از بيم تيغت آفتاب * چون ببيند آفتاب تيغ تو روز جدال
آسمانست آن خجسته آسمان رو مركبت * بر جبينش آفتاب و زير هر ماهى هلال
صد هزاران كوكب آرد از دل خارا پديد * صد هزاران مه نگارد بر زمين زير نعال
آسمان نقطه شود در زير پا و دست او * چون بگردد دايره كردار در وقت مجال
آسمان و آفتاب از بيم سلطان بزرگ * شاه ابراهيم بن مسعود محمود الفعال
اين در آتش چون براهيم آن چو موسى اندر آب * باز چون نمرود و فرعون گشته در عالم نكال
تا برآيد آسمان و تا بتابد آفتاب * همچنين تابان بزى و همچنين شادان ببال
اين قصيده نيز ازوست كه صاحب آتشكده بنام عمعق هم نوشته
مست و شادان درآمد از در تيم * كرده بيجاده جاى درّ يتيم
زير خط زبرجدش ميمى * زير زلف معنبرش صد جيم
زير آن جيم طوبى و فردوس * زير آن ميم كوثر و تسنيم
پشتم از جيم او چو جيم دوتا * بر من از ميم او جهان چون ميم
از نسيم گل و كلالهء او * گل سورى همىربوده نسيم
چشمكانش چنان كه يوسف گفت * ان ربى بكيدهنّ عليم
زلفكانش بچنگ من چون شست * من چو صياد و او چو ماهى شيم
گه ببوسه دم مسيح نمود * گه بعارض نمود دست كليم
از پى سى و دو ستارهء او * رخم از خون چو جدول تقويم