پايگاه همت عاليت را جويد همى * زان نيابد يكزمان از سير تسكين آفتاب
ايضا در مدح سيد ابو القاسم على بن حسين
شب آدينه و من مست و خراب * عاشقى در سر و در دست شراب
عاشق و مست و خرابم چه كنم * عاشق آن به كه بود مست و خراب
مر مرا شنبه و آدينه يكيست * كه چنين ديدهام از عشق صواب
مى خورم سرختر از چشم خروس * در شب تيرهتر از پر غراب
كرد بر ديدهء من خواب حرام * عشق آن نرگس مست پرخواب
هيچ تهديد عذابم مكنيد * كه مرا عشق بسنده است عذاب
نتوان خورد غم كار جهان * كه جهان سايهء ابرست و سراب
غم بدانديش خداوند خورد * جغد شايستهتر آيد به خراب
كف بخشندهء او بحر محيط * لفظ فرخندهء او درّ خوشاب
عاشق خدمت او هرچه قلوب * عاجز منّت او هرچه رقاب
اى ترا ابر درمبار لقب * اى ترا بحر گهربخش خطاب
بر بدانديش تو اقبال و قبول * نتوان بست به زنجير و طناب
به تكلّف نشود چون تو عدوت * نتوان يافت جوانى به خضاب
زور روباه نگردد چو هژبر * چنگ گنجشك نباشد چو عقاب
لفظ گردد به مديح تو مليح * طبع يابد به ثناى تو ثواب
تا روانست پس آنگاه خرد * تا سؤالست پس آنگاه جواب
ناصحت باد به هر كار مصيب * حاسدت باد به هر باب مصاب
ايضا در مدح سيد الاجل ابو القاسم
چند بارم از فراق دلبران از ديده آب * چند باشم زرد و گريان همچو شمع از سوز و تاب