تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
تا كى آزار اهل دل طلبى * بىوفايى نهايتى دارد

111 والى قاجار

نامش نجف قلى ميرزا خلف الصدق نواب شاهزادهء حسين على ميرزا فرمانفرماى فارس و سالها در دولت خاقان صاحبقران به حكومت كوهكيلويه پرداخته بعد از تغيير اوضاع عزت به عتبات عاليات رفته در سنهء 1272 در بغداد درگذشت . از اوست :
ساقى عرق به جاى مى ناب مىدهد * من مستحق آتشم او آب مىدهد
* * *
سخن ز دور و تسلسل دگر مگوى و بياور * به دور سلسلهء موج آب دجله پياله

112 همايون شاه بن بابر ميرزاى گوركانى

وى فرزند ظهير الدّين محمد ميرزا بابر بن عمر شيخ ميرزا ابن ميرزا ابو سعيد بن سلطان محمد بن ميران شاه ابن امير صاحبقران تيمور گوركانى بوده كه در سنهء 932 بر دهلى هندوستان استيلا يافته سلطانى بزرگ گرديد و پنجاه سال عمر كرد و در دوازده‌سالگى به سلطنت خراسان رسيد در نهصد و سى و هفت درگذشت و همايون به جاى او پادشاه شد در سنهء 938 حصار كالنجر و بنارس بگشاد . در اگره طوئى عظيم بر پاى كرد دوازده هزار كس را مخلع نمود كه دو هزار جبه و خرقهء آنها تكمه‌هاى طلا و مرصع داشت . محمد زمان ميرزاى بديع الزمان بن سلطان حسين بايقرا را مكحول كرد سلطان بهادر كجراتى [ را ] مقهور نمود و در سنهء 945 قندهار را از تصرف قزلباشيه دولت صفويه استرداد داد و بنگاله را بگشاد . شيرخان افغان با او مخالف شد و هندال ميرزا برادر