تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١

114 يعقوب تركمان آق‌قويونلو

خلف الصدق حسن پاشاى تركمان آق‌قويونلو بوده بعد از برادر خود سلطان خليل به پادشاهى رسيده در سنهء 885 پشنگ بن مهدى از جانب پادشاه مصر به استخلاص ديار بكر آمده بايندور بيك و صوفى جليل موصلو از جانب سلطان يعقوب به حرب او رفته مظفر شدند و سلطان مدتها در تبريز سلطنت داشته ييلاقش در سهند و قشلاقش در تبريز و قراباغ بوده و عاقبت الامر مريض گرديده در شهر صفر سنهء 896 درگذشت و بعد از او پسرش به سلطنت نشست الحاصل وى سلطانى دانشمند و صاحب كمال بود . از اوست :
دنيا كه در آن ثبات كم مىبينم * در هر فرحش هزار غم مىبينم چون كهنه‌رباطيست كه از هر طرفش * راهى به بيابان عدم مىبينم

115 يوسف عادل شاه دكنى هندى

گويند در نسب از سلاطين آل عثمان بوده چون پدرش سلطان مراد خان در سنهء 884 درگذشت و سلطان محمد جلوس كرد قصد قتل وى نمود او به تدبير مادرش فرار كرده به همراه تاجرى به اسكندريه رفته از آنجا به هندوستان افتاده به دكن رسيد بتدريج ترقى نموده حكومت يافت . چون دولت ملوك بهمنى سپرى گرديد وى صاحب تخت و سرير شد . بعد از بيست سال و ده ماه پادشاهى در سنهء 916 در شهر پيجالبور به مرض سوء القنيه درگذشت و بعد از وى اولادش سلطنت يافتند . وى پادشاهى دانا و باكمال بوده و سلطنتى به عدالت مىنموده از اشعار فارسيهء اوست :