تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

86 فنايى جغتايى رحمه اللّه

و هو امير نظام الدّين عليشير ، از بزرگ‌زادگان دودهء جغتاخانى است و معاصر سلطان حسين ميرزاى گوركانى حكمران هرات و ماوراءالنهر و خراسان و در نزد او كمال عزت و مكانت و محرميت و امانت داشته گاهى به مهردارى و پيشكارى و گاهى به حكومت استرآباد و غيره مىپرداخته بالاخره مطاع دولت سلطانى شده و به ملا جامى ارادتى اظهار مىكرده در همهء كمالات صورى و معنوى نظير نداشته مردى نيك‌ذات و حميده صفات هميم كريم بذال بوده بسيارى را تربيت نموده در اشعار تركى جغتايى بىمثل است . خمسه و ديوان غزلياتش مشهور و معروف است ، در تركى نوايى و در پارسى فنايى تخلّص دارد . اقسام اشعار را خوب مىگويد . مات فى سنهء 907 از جملهء قطعات فارسىاش اين دو بيت است :
اى كه گفتى بر يزيد و آل او لعنت مكن * زان كه شايد حق تعالى كرده باشد رحمتش آنچه با آل نبى او كرده گر بخشد خداى * هم ببخشايد تو را گر كرده باشى لعنتش

87 فيروز شاه بهمنى

از مشاهير سلاطين سند است . در هشتصد و بيست و پنج درگذشته در تاريخ فرشته تمام او نوشته .
در آتش مرده فكر زايل نكنى * انديشه به هر خيال هايل نكنى اين نقد خزينهء دماغست بكوش * تا صرف به جنسهاى باطل نكنى