عشرت كرد . در سنهء 1077 كه از مازندران قصد اصفهان داشت در دامغان وفات يافت و به قم دفنش كردند . عمرش پنجاه و شش سال و مدت ملكش چهل و پنج سال بوده از اوست :
به ياد قامتى در پاى سروى گريه سركردم * چو گلبن برگ برگش را به خون ديده تر كردم
80 عبيد اللّه خان اوزبك تركستانى
پسر محمود سلطان ، برادر محمد خان شيبانى است و اين طايفه از اولاد شيبان خان و او از اولاد اوزبك خان و او از اولاد جوجى خان پسر چنگيز خان است و هميشه در تركستان پادشاه و حكمران بودهاند . در زمانى كه كونجمكتونى خان بن ابو الخير خان پادشاه ماوراءالنهر شد عبيد اللّه سلطان متصدى امورات او گرديد و استقلالى حاصل كرد و چندين بار با سپاه آراسته به تاخت خراسان آمده با سلاطين صفويه محاربه كرده گاهى غالب و گاهى مغلوب بود و وقتى نيز در ايام فترت دولت صفويه بر خراسان چيره شد . شاهطهماسب خان صفوى در سال نهصد و سى و پنج عزيمت يورش خراسان فرمود . عبيد اللّه خان با تمامى سپاه تركستان و همهء خانزادگان و سلاطين ماوراءالنهر از جيحون گذشته به خراسان رو نهاده در زورآباد جام تلاقى فئتين روى داد و سپاه ايران زياده از بيست و چهار هزار كس نبودند و شكست بر عبيد اللّه خان افتاد و چند كرت چنين اتفاق شد . در نوبت آخر بر سر خوارزم كه تابع ايران بودند رفته منهزم گرديده به بخارا شد و مخذول ماند و مرض بر پيكرش استيلا يافت و درگذشت و خراسان آسوده بماند . وى سردارى دلير و جسور بود و طبع خوشى داشت گاهى شعرى مىگفته ، از اوست :
مبارك باد عيد آن دردمند بىكسى كو را * كه نى كس را مبارك باد گويد نى كسى او را
* * *
خاطرم باز تمناى خراسان دارد * تن بىجانشدهء من هوس جان دارد
* * *
بوى ارباب وفا از گل ما مىآيد * كعبه زان رو به طواف دل ما مىآيد