تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

33 جلال الدّين ميرزاى قاجار

از فرزندان اصغر حضرت خاقان صاحبقران اكبر طاب ثراه بوده و در رحلت خاقان هشت سال داشته فرزند پنجاه و پنجم خاقان است و در عهد شهريارى سلطان محمد شاه قاجار نوّر اللّه مضجعه شاهزاده به تحصيل كمالات پرداخته رشد تمام كرد . سرو بالايش غيرت سرو كشمر و بدر عارضش رشك ماه نخشب گشت جلال و جمالى با هم آميخت و كلام و كمالى جلوه كرد در حسن شمايل و خصايل فريد زمان شد و وحيد اوان و از ايشان است :

غزليات

ساقى رسيد عيد و گذشت اين صيام ما * زان يادگار جم قدرى كن به جام ما شيخ حلال‌خواره كه دى وعظ مىسرود * امروز شد شريك به فعل حرام ما

و له

نيروى عشق بنازم كه به يك سلسله بست * پاى مسكينى و بازوى توانايى را جز به زنجير سر زلف تو عاقل نشود * آزموديم بسى اين دل شيدايى را

و له

چند گويى صبر كن كاخر به وصلم مىرسى * اين سخن نشنيده‌اى كافت بود تأخير را گر ز مژگانت به تيرم مىزنى مردانه زن * ز آنكه من مردانه با مژگان ربايم تير را
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 83 | رضا قليخان هدايت