تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
ميان كعبه و ما گرچه صد بيابانست * دريچه‌اى ز حرم در سراچهء جانست

و له

بيا به مصر دلم تا دمشق جان بينى * كه آرزوى دلم در هواى بغدادست

17 امير آغاجى على بن الياس

از قدماى امراى آل سامان و از اكابر حكام بلاد كرمان بوده حكيم ابو الحسن دقيقى مروزى كه از شعراى آل سامان بوده امير را مداحى بسيار نموده است به هر صورت مردى دانا و عالم و شجاع و سايس و عادل و شاعر و فصيح بوده . از اشعار اوست :

اين قطعه را در ذكر مجدت و حشمت خود گفته

اى آنكه ندارى خبرى از هنر من * خواهى كه بدانى كه نىام نعمت پرورد اسب آر و كمان آر و كمند آر و كتاب آر * شعر و قلم [ و ] بربط و شطرنج و مى و نرد
* * *
هل تا جگرم خشك شود آب نماند * در چشم من آبيست كزان دجله توان كرد

و له

اگر از دل حصار شايد كرد * جز دل من تو را حصار مباد مهربانيت را شمارى نيست * زندگانيت را شمار مباد