تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢

14 القاص ميرزاى صفوى

فرزند ارجمند شاه فلك جاه شاه اسماعيل ماضى صفوى بوده ، در كمالات خسروانه نظير نداشته عاقبت الامر از برادر رنجيده به سلطان سليمان خان خواندگار پيوسته لشكر بر سر شاه‌طهماسب خان برادر اكبر خود آورده در ايران خرابيها نمود و جلادتها به ظهور آورد كه در تاريخ صفويه نگاشته‌ام . در سنهء 984 در مشهد درگذشت و از اوست :

اين مطلع قصيده و رباعى از اوست

منم كه نيست مرا در جهان نظير و همال * به رزم ، دشمن جانم به بزم دشمن مال
* * *
چون شير درنده در شكاريم همه * دايم به هواى نفس ياريم همه گر پرده ز روى كارها بردارند * معلوم شود كه در چه كاريم همه

15 انور زند شيرازى رحمه اللّه

اسمش محمد ابراهيم خان و فرزند كهتر محمد كريم خان زند مشهور به وكيل است كه سى سال سلطنت كرده ، بعد از پدر گرفتار فتنهء اعمام و اخوان شد و ديدهء جهان‌بين را وداع كرد و به عتبات عاليات رفته معتكف شد . در سنهء 1216 رحلت نمود . طبع خوشى داشته اشعار فارسيه مىسروده در متأخرين شعرا منسلك است . از وى است :
گرفتم اينكه رهم بستند از سر كويت * چه مىكنند كه دارد دلم نهان به تو راهى