[ 56 ] [ شيخ حفيظ اللّه آثم اكبرآبادى ]
حافظ قوانين سخن ايجادى ، شيخ حفيظ اللّه آثم اكبرآبادى كه از اقرباى قريبخانهء آرزو است ، مدّتى به ملازمت محمّد اعظم شاه بن عالمگير پادشاه به خوبى گذرانيد و بعد وقوع تهلكهء اعظم شاه پس از مرور دهور به ظلّ مكرمت نوّاب صمصام الدّوله خان دوران خان كه از امراى عظيمالشّأن پايتخت محمّد شاهى بوده ، درآمد و از حسن لياقت امتياز فراوان اندوخت . آخر الأمر در سنهء اثنين و خمسين و مائة و ألف چشم از تماشاى عالم فانى دوخت . از اوست :
صبح در پردهء شب طرفه تماشا دارد * ديدهام از سر زلف تو بناگوش تو را
* * *
كس ز دشنام لب لعل تو آزرده نشد * در جهان هيچكس از آتش ياقوت نسوخت
[ 57 ] [ فقير اللّه آفرين ]
صاحب طبع متين ، فقير اللّه آفرين كه لاهورى است ، به نظمپردازى شايستهء تحسين بوده و به نغزگويى قابل آفرين . ديوانى ضخيم دارد ، و در سنهء اربع و خمسين و مائة و ألف رهنورد عالم جاودان گشت . اين چند بيت از اوست :
شدم محو تصوّر بسكه حسن بىمثالش را * بود هر قطرهء خونم دل ديگر خيالش را
* * *