نباشد عالمى از عالم ديوانگى خوشتر * بلى ، هركس غم عالم ندارد ، عالمى دارد
[ 55 ] [ نوّاب برهان الملك سعادت خان آيين نيشابورى ]
عمدهء امراى عظيم الشّأن و الا تمكين ، نوّاب برهان الملك سعادت خان آيين كه از اجلّهء سادات موسوى نيشابورى است ، اسم شريفش مير محمّد امين ، در عهد شاه عالم بهادر شاه وارد هندوستان گشته ، در آن ايّام زمانه با او مساعدت نكرد و در وقت محمّد فرّخسير به تدريج ترقّى گرفت و در آغاز جلوس محمّد شاه به منصب هزارى و صوبهدارى اكبرآباد امتياز يافت ، و بعد كمتر مدّتى به صوبهدارى اود سررشتهء اعتبار به كف آورد . زمينداران صوبهء مذكور كه در خيرهسرى و گردنكشى شهرت دارند و به اطاعت هيچ حاكمى كما ينبغى نه درآمدند ، برهان الملك آنها را به تيغ ظفر ميخ مسخر و منقاد ساخت و به تدابير شايسته در تنظيم و تنسيق ممالك قسمى كه بايدوشايد پرداخت و بيشتر بلاد صوبهء اللهآباد مثل جونپور و بنارس و غيره را به زور شمشير در قبضهء تصرّف درآورد و از پيشگاه پادشاه سند آن حاصل كرد و بعد رسيدن نادر شاه در دهلى همانجا در سنهء احد و خمسين و مائة و ألف مرحلهپيماى سفر آخرت گشت . واله داغستانى در مرثيهء او گفته :
دور از تو سپهر واژگون مىگريد * بنگر كه زمانه بىتو چون مىگريد
رفتى ز جهان و پشت شمشير شكست * با قامت خم هميشه خون مىگريد
گاهگاهى لب به سخنپردازى مىگشود . اين بيت از طبع سفّاك او است :
ز كدام ره بيايم كه به چشم تو درآيم * كه به گرد چشم مستت همه نيزهها سياه است