خوش آيند ، و از تلامذهء مولوى خان فطرت بوده . اوايل مائة ثانى عشر نخل حياتش از پا افتاد . از اشعار اوست :
بلاى جان بود دردى كه خاموشى است دمسازش * خدا صبرى دهد بيمار چشم سرمهسايش را
* * *
دلم را جلوهء غيرى نسازد غافل از يادش * به دست هركه هست آيينهام ، تمثال او دارد
* * *
به اندازى زيارت مىكند خاك شهيدان را * كه پندارى گذر در خاطر پرآرزو دارد
* * *
ز تنگى آن دهن سازد سخن را از صدا عريان * رسد تا بر لب لعلش تبسم ، راز مىگردد
[ 52 ] [ ملّا محمّد سعيد اشرف ]
رنگبخش گلستان جاودانى ، ملّا محمّد سعيد اشرف ، پسر ملّا محمّد صالح مازندرانى كه نبيسهء « 1 » ملّا محمّد تقى مجلسى است . فاضلى عالىمقام و شاعرى خوشكلام بود و در خوشنويسى و مصوّرى از اماثل گوى سبقت مىربود . در عهد عالمگير پادشاه به هند آمده ، شرف ملازمت دريافت و به تعليم زيب النّساء بيگم مأمور گشته ،
هامش
( 1 ) . حاشيه : صحيح كلمهء نوه است .