تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 782

مساهمون:

ص٧٨٢
الايّام آل تمغا دارد ، در قصبهء اودگير كه قرب جوار است ، فايز گشته ، كتب درسى فارسى به خدمت امير الدّين على كه از مدرّسين عهد بوده ، گذرانيد . بعد دو سال از آنجا وارد ضلع نيلور گشته ، به خدمت مولوى شاه امين الدّين على به تحصيل مختصرات عربيّه پرداخت و از آنجا به مدراس برخورده ، تكميل كتب فارسيّه و مشق سخن در حلقهء تلمّذ مولوى باقر آگاه حاصل ساخت . از آنجا كه استعداد فطرى داشت در كمتر مدّتى به فنون نظم و نثر عبور كما ينبغى يافته ، در معاصرين خود پخته و پركار برآمد و در سلسلهء ارادت مولوى شاه رفيع الدّين محدث دكهنى ، خليفهء خواجه رحمت اللّه نائب رسول اللّه ، درآمد . ذات شريفش به كسوت اخلاق جميله آراسته است و به حليهء محاسن و مكارم پيراسته . در اقسام نظم به خوش‌طرازى ممتاز است و در مراتب نثر به انواع پسنديده دمساز . به ذهن نقّاد از بديهه‌گويى گرم‌ساز بازار سخندانى و به طبع وقّاد در نكته‌سنجى محفل‌آراى الفاظ و معانى . غوّاص تخيّل رسايش از محيط سخن لئالى آبدار مىبرآرد و سيّاح تفكّر والايش در صحراى اين فنّ قدم همّت مىفشارد . سمن افكارش در ميدان فصاحت گرم‌عنان و سلسلهء اشعارش در دامان بلاغت گوهرافشان . نخل‌بند بوستان خوش‌مقالى است و گلدستهء چمنستان نازك‌خيالى . بالجمله ، به لحوق بعضى عوارض مىخواست كه از مدراس به طرفى رحيل شود ، فأمّا سيد محمّد يحيى خان بهادر اكبر جنگ مرحوم ، خلف رشيد مبارز جنگ ممدوح كه ذات برگزيده صفاتش به خصايل رضيّه و فضائل بهيّه آراسته و پيكر لطيفش به صدق و صفا و جود و سخا پيراسته بود ، مفارقتش روا نداشت ، و به مقتضاى صلهء رحمى و حق‌ّشناسى نظر به دلجويى او برگماشت . بعد چندى به وساطت مخيّر عطر حافظ يار جنگ بهادر كه از عمايد سركار والااقتدار است ، شرف‌اندوز ملازمت سراج الامراء نوّاب عظيم جاه بهادر گشته ، به انخراط در سلك ملازمين سركار و عطاى خطاب پدر بزرگوار مباهى گرديد و به جوهر لياقت ذاتى و صفاتى به احراز سعادت حضورى نوّاب