و اقارب او از خدمات و مناصب معزول گشتند و تفرقهء عظيم در جمعيّت اين قوم رو داد و در سنهء اربع و ثلاثين و مائة و ألف كه محمود خان افغان قندهارى اصفهان را محاصره نموده ، در عرصهء يك سال به حيطهء تصرّف درآورد و سلطان حسين ميرزا به خانهء اصلى فرستاد و قريب هفت سال كه افاغنه در عراق و فارس حكمران بودند ، مردم آن ملك بس خرابىها كشيدند و در سنهء اثنين و اربعين و مائة و ألف كه اصفهان و ديگر ممالك از وجود افاغنه خالى گشت ، شاهطهماسب ، خلف الصّدق سلطان حسين ميرزا ، كه در هنگام محاصرهء اصفهان به ايماى والد بنا بر آوردن فوج كمكى به صوبهء آذربايجان رفته بود و در حين حيات پدر در قزوين بر تخت سلطنت جلوس فرمود ، در آن روزها على قلى خان از مقبولان بارگاه شاهى بوده و بعد دو سال كه نادر شاه شاهطهماسب را كار ساخته ، خود متكفّل امور سلطنت گرديد . على قلى خان چند عرصه در اصفهان به انزوا پرداخته و به وقوع حادثهء فراق دردانگيز خديجه سلطان بنت العمّ او كه با وى منسوب بود و نادر شاه او را جبرا در ربود و بعد قتل وى به تزويج محمّد صالح خان و پس از وى در عقد نكاح ميرزا احمد وزير ابراهيم شاه درآمد ؛ چنانچه در ترجمهء خديجه سلطان گذشت . به كمال تألّم و تحسّر سرى به دار الأمان هند كشيد و در شاهجهانآباد بار سفر انداخت . خان واله بس دماغ عالى داشت و همواره سر به علوّ مرتبت مىافراشت . آخر به وسيلهء جميلهء روشن الدّوله و عريضهء سفارشى برهان الملك نوّاب سعادت خان نيشاپورى ، به تحصيل سعادت ملازمت محمّد شاه پادشاه پرداخت و به منصب چهار هزارى و خطاب ظفر جنگى سر عزّت برافراخت و خان بهادر سرمايهء امتياز اندوخت ؛ و در سنهء سبع و ستّين و مائة و ألف به رفاقت صفدر جنگ از شاهجهانآباد به صوبهء اود شتافت ؛ و در زمان سلطنت عالمگير ثانى بنا بر سرانجام مهمّات نوّاب شجاع الدّوله بن صفدر جنگ به طريق سفارت از اود به شاهجهانآباد رسيد و به ذريعهء عماد الملك وزير بن امير الامراء فيروز جنگ بن نوّاب آصفجاه به منصب هفت هزارى مترقّى گشت و مادام
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 765
مساهمون: محمد قدرت الله گوياموى
ص٧٦٥