تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 754

مساهمون:

ص٧٥٤
نتوانم نفسى زنده بمانم بىاو * اگر آن شعله به دورم چو شرر اندازد
* * *
تندخويى مرد را بىقدر در عالم كند * باده از جوشيدن بسيار خود را كم كند
* * *
قرب مىخواهى ، ز حدّ خود قدم مگذار پيش * كز ادب فانوس نور شمع را در بر كشد
* * *
تدبير دلگشايى ما هيچ‌كس نكرد * اين فكر را به دامن صحرا گذاشتم
* * *
دورودراز شد سفر بىخودى مرا * گويا به بوى زلف تو از هوش رفته‌ام
* * *
واعظ از ترك جهان مطلب ما گمنامى است * پوست‌پوشى نه چو طبل از پى آوازه كنم
* * *
امشب گشايشى نبود چشم صبح را * واعظ ! گرفته اوج مگر دود آه تو ؟
* * *
به هرجا مىفروزى چهره ، آتش‌خانه مىسازى * بهار من ! به هركس مىرسى ، ديوانه مىسازى ندانم آتش سوزنده‌اى يا سيل بارانى * كه هر سو مىخرامى ، عالمى ويرانه مىسازى

[ 498 ] [ شيخ عبد الواحد وحشت تهانيسرى ]

سيّاح بيدارى نظم‌گسترى ، شيخ عبد الواحد وحشت تهانيسرى ، كه از احفاد
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 754 | محمد قدرت الله گوياموى