تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
نظام عليخان بهادر به صلهء ده هزار روپيه از نقد و جنس كامياب گشت . آخر الأمر به تقريبى باز به كلكته برخورد و در عمر چهل و نه‌سالگى ، سنهء ثمان و مأتين و ألف همان‌جا جان به جان‌آفرين سپرد . از كلام اوست :
نقدى به كف نبود به‌جز آبرو مرا * آن هم ز دست ريخت به پاى سبو مرا
* * *
چو ديد از دور آن رنگين قبا را * گلستان گفت : منّت مر خدا را !
* * *
پر از اسباب كلفت شد جهان ، جايى نمىيابم * كه بار خاطر غم‌ديده را يك‌سو نهم آنجا
* * *
آزرده‌دل مباش اگر بدگمانيم * شب‌ها به خلوت تو نهان آورد مرا
* * *
رسم ديوانگى از حلقهء گيسوى تو خاست * شور محشر ز خرام قد دلجوى تو خاست

[ 460 ] [ امير الملك على حسين خان بهادر تاج‌الامراى ماجد ]

نقّادهء دودمان مجد و اعتلا ؛ امير الملك على حسين خان بهادر تاج الامراء ، متخلّص به ماجد ، كه گاهى « حسين » هم تخلّص مىكند ، خلف نوّاب عمدت الامراء بهادر بن نوّاب والاجاه جنّت آرامگاه است . امير ملك نظم آرايى بود و بدر منير فلك سخن‌پيرايى . طبع بلندش به خوش‌كلامى چيره‌دستى بر معاصرين نموده و فكر ارجمندش به نغزگويى گوى از ميدان فصاحت ربوده . نزاكت خيالات رنگينش رنگ‌بخش گلشن معانى و لطافت كلمات متينش شمع‌افروز انجمن خوش‌بيانى . فصاحت از كلام با نظامش جلوه‌پيرا و
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 708 | محمد قدرت الله گوياموى