تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
چون‌كه در خواب ز باغت نتوان گل چيدن * كيست گستاخ كه بر روى تو آرد ديدن ؟ كه عرقناك ز آيينه به در مىآيى * جان پاك از تن ابرار نيايد بيرون بوى گل از در گلزار نيايد بيرون * حرف مهر از لب دلدار نيايد بيرون از صدف گوهر شهسوار نيايد بيرون * به صفايى كه تو از خانه به در مىآيى بىتو ، اى شمع ! ز من چشم پرآبى مانده است * از طلسمم به هواى تو حبابى مانده است چون تهى شيشه به لب بوى گلابى مانده است * از حياتم نفسى پا به ركابى مانده است مىرود وقت ، به بالينم اگر مىآيى * چون كتان خسته‌ات اى ماه‌جبين ! كيست كه نيست ؟ بستهء آن خم زلف ، اى بت چين ! كيست كه نيست ؟ * كافر عشق تو بر روى زمين كيست كه نيست ؟ در رهت باخته جان و دل و دين كيست كه نيست ؟ * كه چو خورشيد به شمشير و سپر مىآيى شعلهء خوى تو انداخت به تب صائب را * همچو مظهر مزن آتش ز غصب صائب را دم چو تبخاله گره شد ز ادب صائب را * جان رسيده است ز شوق تو به لب صائب را هيچ‌وقتى به از اين نيست اگر مىآيى

[ 455 ] [ مردان عليخان مبتلاى مشهدى ]

نكته‌سنج فصاحت پيرا ، مردان عليخان مبتلا ، كه اصلش از مشهد مقدّس است ، جدّ