به اتمام رسانيده . شرائف اوقات به شغل درس و تدريس معمور مىداشت و دقيقهاى از دقايق اتّباع شريعت غرّا نامرعى نمىگذاشت . به مقتضاى ذهن نقّاد در سخنسنجى هم طبع عالى داشته و به فكر بلند در مراتب نظم خوشمقالى قدرافزاى اهل سخن و ارباب فضل و كمال بود ؛ و در اقسام نظم تخلّص به نام نامى خود محفوظ مىنمود . نظر به كمالات ذاتى و صفاتى منظور نظر كيميا اثر نوّاب نظام الملك آصفجاه گرديد و نوّاب چشم التفات بيشتر به حال او داشت و والد ماجدش نيز او را عزيز انگاشته ، به دلجويى و بلندنامى او مىكوشيد . فأمّا نقش او خاطرخواه ننشست . نوّاب والاجاه كه بعد شهادت پدر بزرگوار از سركار نوّاب ناصر جنگ شهيد خلف نوّاب آصفجاه به عطاى جاگير و خطاب و منصب پدرى و نظامت اركات سر برافراخت ، به حفظ آداب و تقديم خدمات او تا حين حيات قسمى كه بايدوشايد مىپرداخت .
آخر كار در سنهء ثلث و تسعين و مائة و ألف به خلد برين شتافت . از طبع شريف اوست :
خسرو اقليم عشقم ، افسرم از گل كنيد * گوهر تاجم ز اشك ديدهء بلبل كنيد
بر سر هر تار مو مدّ نگه دارم رسا * مهجبينان ! از نگاهم شانهء كاكل كنيد
* * *
كنارهگير به پيرى ز وصل مهرويان * كه پردهدار حريفان شب جوانى بود
[ 454 ] [ ميرزا مظهر جان جانان ]
سرآمد عرفاى زمان ، ميرزا مظهر جان جانان ، كه مركز دايرهء طريقت است و آشناى محيط حقيقت ، به كمال استقامت پا به دامن فقر و قناعت كشيده و به نهايت استقلال به خلوتكدهء توكّل آرميده ، قباى فقر و غوامض علوم و فنون ، طبع لطيفش درست به تعليم و تربيت خلايق در علوم ظاهرى و باطنى مىكوشيد و شايقان هر فنّ را به سرمنزل مقصود