اربعين و مائة و ألف در عين جوانى جهان فانى به دروده . اين چند بيت از اوست :
شب كه آن ماه جهانافروز رخصتخواه شد * آه من تعظيم كرد و اشك من همراه شد
* * *
دهر كه تاج به تارك نهد ، سرى داند * نه هركه خرقه بپوشد ، قلندرى داند
دلاوران صف عشق كشتهء خويشاند * نه هركه تيغ ببندد ، سپهگرى داند
[ 384 ] [ مير نوازش على فقير بلگرامى ]
عالىطبع روشنضمير ، مير نوازش على متخلّص به فقير ، كه خلف ارشد مير عظمت اللّه بىخبر بلگرامى است ، قامت شريفش به كسوت فقر آراسته و به حليهء لياقت و قابليّت پيراسته . در فنون نظم مهارت فراوان داشت و به تلاش مضامين تازه همّت مىگماشت . صاحب ديوان است . آخر كار در سنهء سبع و ستّين و مائة و ألف به فردوس برين شتافت و به پهلوى مزار جدّ بزرگوار خود سيّد لطف اللّه احمدى جا يافت .
از كلام اوست :
خاك گرديديم و از ما آه سردى برنخاست * خانهء هستى ز پا افتاد و گردى برنخاست
در حضور شمع جان بىصرفه مىسازد نثار * از نژاد عشق چون پروانه مردى برنخاست
[ 385 ] [ شمس الدّين فقير شاهجهانآبادى ]
گنجينهء فنون دلپذير ، شمس الدّين فقير ، كه اصلش از شاهجهانآباد است ، پيكر