چون بلبلان طفيلى گل نيست شور من * صد نوبهار رفت و جنونم خزان نكرد
* * *
هركه را عشق به دل جوشوخروش اندازد * خانه بر دوش شود ، بار ز دوش اندازد
[ 381 ] [ آقا ابراهيم فيضان شاهجهانآبادى ]
منتخب نكتهسنجان ، آقا ابراهيم متخلّص به فيضان ، كه شاهجهانآبادى است ، در نظم و نثر استعداد لايقه داشت و خطّ نستعليق پاكيزه مىنگاشت ، و مشق سخن پيش سالم كشميرى مىگذرانيد ، و در فنّ موسيقى هم مهارت كامل به هم رسانيد . آخر در سنهء اربع و عشرين و مائة و ألف آهنگ مقام اصلى نمود . از نواهاى ساز اذكار اوست :
شد چاك بسكه سينه ز زخم هوس مرا * هرجا فتاد سايهء من ، شد قفس مرا
* * *
ز ضبط هر نفس جوياى روح پاك كن خود را * چو اخگر پيشتر از مردن اندك خاك كن خود را
* * *
مىترسم از شكايت اظهار درد دل * رفته است رنگ چهره ، مبادا خبر دهد
* * *
نصيبت گر بود همچون صدف رزق از سما ريزد * چو قسمت نيست ، روزى از دهن چون آسيا ريزد
[ 382 ] [ ملّا محمّد نصير فايض ابهرى ]
رنگافروز گلشن نظمگسترى ، ملّا محمّد نصير فايض ابهرى ، كه از شاگردان ميرزا