كريم النّفس و خوشاخلاق بود و در روش پسنديده شهرهء آفاق . كتب فارسيّه پيش اساتذهء عصر گذرانيده و در علوم عربيّه هم به قدر ضرورت استعداد به هم رسانيده ، در نظمپردازى طبع عالى و فكر نيكو داشت و مشق سخن از شيخ نظام الدّين صانع بلگرامى مىنمود ؛ و در سنهء ثلث و عشرين و مأتين و ألف به عالم بقا خراميد . اين چند بيت از كلام دردانگيز اوست :
بالاى تو هركه ديده باشد * آهى ز جگر كشيده باشد
در ريز شدهست بىتو چشمم * در گوش تو هم رسيده باشد
* * *
چون دود جا به چشم كند ، گريه آورد * تا خطّ عنبرين تو ديدم ، گريستم
* * *
به سينه داغ تو پوشيده مىبرم در خاك * به اين اميد كه شمع مزار خود باشم
* * *
بس همدمان مراست هواى گريستن * مى مىخورم چو شيشه براى گريستن
* * *
به اشكم چو افتاد كار گريبان * رگ لعل شد تارتار گريبان