[ 358 ] [ ملا محمّد طاهر غنى كشميرى ]
رنگبخش گلشن دلپذيرى ، ملّا محمّد طاهر غنى كشميرى كه گل وجودش بعد بههمرسانى رنگ و بوى رشد و تمييز ، در بهارستان درس ملّا محسن فانى كشميرى درآمد و در مدّت قليل به طبع سليم چمن چمن استعداد شايسته به هم رسانيد و دامن دامن گلهاى لياقت بايسته فرا چنگ گردانيد و در مراتب نظم به فكر رنگين شأنى عظيم پيدا كرد و از معدن طبع متين جواهر نازكخيالى به كف آورد . كلامش در تمثيلگويى بىنظير است و اشعار آبدارش يكسر دلپذير ، و با وجود بىبرگ و نوايى به كمال استغنا و جمعيّت خاطر مىگذرانيد و تخلّص « غنى » بر نام ناميش زيبا گرديد ؛ و در سنهء تسع و سبعين و ألف پا به دامن فنا كشيد . ديوان فصاحت ترجمانش در اكناف عالم متداول است . بيتى چند از آن در اين اوراق ايراد يافت :
جنونى كو كه از قيد خرد بيرون كشم پا را * كنم زنجير پاى خويشتن دامان صحرا را
به بزم مىپرستان محتسب خوش عزّتى دارد * كه چون آيد به محفل شيشه خالى مىكند جا را
غنى روز سياه پير كنعان را تماشا كن * كه روشن كرد نور ديدهاش چشم زليخا را
* * *
چو ميل سرمه برآمد ز چشم جانان گفت * كه سير ميكده شويد غبار خاطرها
بر تواضعهاى دشمن تكيه كردن ابلهيست * پاىبوس سيل از پا افكند ديوار را
* * *