تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
و له
شاها ! ز كرم بر من درويش نگر * بر حال من خستهء دل‌ريش نگر هرچند نيم لايق بخشايش تو * بر من منگر ، بر كرم خويش نگر
و له
با خلق به خلق زندگانى مىكن * نيكى همه‌وقت تا توانى مىكن كار همه‌كس برآر از دست و زبان * و آنگه بنشين و كامرانى مىكن
و له
گيرم كه تمام مصحف از بر دارى * با آنچه كنى كه نفس كافر دارى سر را به زمين همىنهى بهر نماز * آن را به زمين بنه كه در سر دارى
و له
اى نسخهء نامهء الهى كه تويى * وى آينهء جمال شاهى كه تويى بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست * از خود بطلب ، هرآنچه خواهى كه تويى
و له
تا ترك تعلّقات دنيا نكنى * جولان سرادقات عليا نكنى تا جان ندهى به خادمى پيش شعيب * با حضرت حق سخن چو موسى نكنى
و له
از كبر مدار هيچ در دل هوسى * كز كبر به جايى نرسيده است كسى چون زلف بتان شكستگى عادت كن * تا صيد كنى هزار دل در نفسى
و له
اى آنكه شب و روز خدا مىطلبى ! * كورى اگر از خويش جدا مىطلبى حق با تو به هر زبان سخن مىگويد : * سر تا قدمت منم ، كه را مىطلبى ؟
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 52 | محمد قدرت الله گوياموى