تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
نبود شكوه ز صيّاد دل‌آزار مرا * گر دهد موسم گل رخصت گلزار مرا شمع در حالت افروختگى گريه كند * مايهء سوز بود عشرت بسيار مرا
* * *
گشته‌ام پير و به زلف تو نيازم باقى است * عمر كوتاه شد و كار درازم باقى است
* * *
مشمر اى دل كه بود زلف بتان تارى چند * برحذر باش كه پيچيده به هم مارى چند
رباعى
از عهد شعور مىپرستم كردند * ديدند ز اهل هوش و مستم كردند در گلشن امتياز مثل نرگس * چشمم شده وا ، جام به دستم كردند
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 498 | محمد قدرت الله گوياموى