تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
جلاى تازه بخشيده . سرخوش در كلمات الشعراء گويد : « وقتى كه ظهورى ساقىنامه پيش برهان نظام شاه در احمد نگر ارسال داشت ، پادشاه كريم چند زنجير فيل پر از نقد و جنس صلهء آن فرستاد . در قهوه‌خانه نشسته ، تنباكو مىكشيد . فرستاده‌ها قبض الوصول خواستند ، قلم برداشت ، برنگاشت : ، « تسليم كردند ، تسليم كردم ، انتهى » . ملّا ملك قمى نظر به كمالات ذاتى و صفاتى ظهورى فيما بين بناى مؤانست و اتحاد نهاد و دختر خود را به عقد مناكحتش درآورد . سررشتهء ارتباط اين هر دو نظم‌طرازان به نوعى استحكام پذيرفت كه تأليفات به اشتراك جلوهء ظهور گرفت ، چنانچه ظهورى در ديباچهء خوان خليل مىنگارد كه ظهورى قبل از اين در پيرايش گلزار ابراهيم و اكنون در گستردن خوان خليل سهيم و عديل ملك الكلام است . آخر كار در سنهء خمس و عشرين بعد الالف وفاتش در دكن ظهور يافت . اين چند بيت از طبع رنگين اوست :
هردم هوس نهد سخنى در زبان ما * مهرى به بوسه كاش زنى بر دهان ما
* * *
پروانهء افسرده‌ام ، اميد كه شمعى * با شعله كند دست و بغل بال‌وپرم را
* * *
چه بىكسانه نهاديم سر به بالش خشت * به غير داغ جنون كس نمانده بر سر ما
* * *
عشق‌آباد ! كه مسجود جهانى شده‌ام * قبلهء اهل محبّت شده ، ويرانهء ما
* * *
در شكر و شكايت كه باشم ؟ * ما را كه ز حال خود خبر نيست
* * *
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 495 | محمد قدرت الله گوياموى