كلام شريف را با تجويد از بر نمود . پس از آن در اطراف و جوانب لكهنو به كسب كمالات پرداخت و علماى عصر را دريافت و عقيدت راسخ با جناب سيّد احمد كالپوى - قدّس سرّه - داشت و مدّتى در بلگرام ضيابخش كاشانهء درس و تدريس بوده و عالمى از صحبت بابركتش فيضها ربوده و مدّت حيات به اعزاز و احترام به انجام رسانيد . آخر الأمر در سنهء ثلث و مائة و ألف بساط هستى پيچيد و بر وفق وصيّت پايين مزار خواجه عماد الدّين بلگرامى كه صاحب ولايت آنجا است ، مدفون گرديد . از نتايج طبع شريف اوست :
قطرهاى مى كه لبم بىتو چشيدن گيرد * به گلو ناشده از چشم چكيدن گيرد
* * *
به راه ديده دورويه درختهاى مژه * نشاندهام كه خيال تو راه گم نكند