تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
رباعى
زان مىنگرم به چشم سر در صورت * زيراكه معانى است اثر در صورت اين عالم صورت است و ما ذى صوريم * معنى نتوان ديد مگر در صورت

[ 7 ] [ شيخ اوحدى اصفهانى ]

مظهر تجلّيّات رحمانى ، شيخ اوحدى اصفهانى ، فاضلى است معدن كمال و عارفى است صاحب وجد « 1 » و حال . اشعار عاشقانه و ابيات عارفانه بسيار دارد . تاريخ وفاتش سنهء ثمان و ثلاثين و سبعمائة از روى تحقيق نوشته‌اند و قبر وى در مراغهء تبريز است . گويند كه به شرف صحبت شيخ اوحد الدّين كرمانى فايز گرديده ، به حلقه ارادتش درآمد . اين سخن به نظر بعد زمان كه از وفات هر دو بزرگوار ظاهر است ، مستعد مىنمايد . شايد مريد به واسطه باشد . اين چند بيت از كلام فصاحت نظام اوست :
امروز چون به دست تو دادند تيغ فتح * كارى بكن كه پيش تو فردا سپر شود
* * *
ز شرم روى تو در باغ وقت گل چيدن * گل آب گردد و از دست باغبان بچكد
* * *
خاكساران جهان را به حقارت منگر * تو چه دانى كه در اين گرد سوارى باشد
رباعيات
از توست فتاده در خلايق همه شور * در پيش تو درويش و توانگر همه عور اى با همه در حديث و گوش همه كر * وى با همه در حضور و چشم همه كور
هامش
( 1 ) . در متن « جد » آمده است .