تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
حصول اين نعمت عظمى باز به ايران مراجعت نمود و به ذهن و ذكا در كمتر مدّتى به شهرستان سخن كوس بلندنامى نواخت و به معركهء فصحا و بلغا سر اعتبار افراخت ، و به فكر بلند و نازك‌خيالى صدرآراى ايوان والادستگاهى است و به طبع ارجمند و خوش‌مقالى آشناى بحر دقيقه‌سنجى و رموز آگاهى ، در مراتب نظم به علوّ مرتبت سر به اوج اشتهار كشيده و غلغلهء كلام فصاحت نظامش در چارسوى عالم فرارسيده . به الفاظ متين و مضامين رنگين قالب سخن را جانى از سر نو بخشيده و به تلاش‌هاى تازه و خيالات شگرف سامعه‌افروز مستمعان گرديده . خزينهء اذكارش پر از جواهر زواهر معانى و لئالى اشعار آبدارش منسلك به سلك خوش‌بيانى . اگر او را قطب فلك فصاحت خوانند ، بجا است و مركز دايرهء بلاغت دانند ، سزا . ميرزا در اقسام نظم به خوش‌كلامى ممتاز است ، فأمّا شهپر فكر بىنظيرش در ميدان غزل تيزپرواز . سخن‌سنجان روزگار را به تتبّع كلامش افتخار ، و نكته‌فهمان عصر را به تقليد طرز خاصّه‌اش سرمايهء اعتبار . بالجمله ، در عالم شباب اواخر عهد جهانگيرى به سياحت هند درافتاد و چون به كابل برخورد به حسن اتّفاق صحبتش با ظفر خان احسن كه به نيابت پدر خودش خواجه ابو الحسن تربيتى ناظم كابل بوده ، درگرفت و مراتب قدرافزايى به عنوان شايسته نسبت به حال خود يافت و قصايد غرّا در مدح او نگاشت ؛ و چون در اوايل جلوس شاه جهان ظفر خان به تقبيل عتبهء شاهى شتافت ، ميرزا نيز كمر به مرافقت بربست و هرگاه كه رايات سلطانى متوجه ممالك دكن گشت ، ميرزا هم با ظفر خان در ركاب لشكر ظفرپيكر سلطانى بوده و در هنگام اقامت برهانپور به استماع مقدم پدر كه بنا بر برونش به وطن از اصفهان سرى به هند كشيد ، قصيده‌اى در مدح خواجه عبد الحسن و ظفر خان محتوى به درخواست رخصت نگاشته ، گذرانيد . اتّفاقا در آن ايّام عنان عزيمت موكب شاهى به جانب اكبرآباد معطوف گشت و رخصت ميرزا در حيّز تعويق درافتاد و بعد يك سال كه حكومت كشمير به نيابت پدر به ظفر خان قرار يافت ، ميرزا نيز هم‌سفر بوده و پس از