زلف مشكين تو اى يار نه بر پا افتاد * اين بلايى است كه از عالم بالا افتاد
* * *
كبابآسا ز سوز آتش عشق تو در جوشم * سرشك از ديده گه ريزم ، گهى با ناله همدوشم
* * *
نمىدانم كدامين شعله رو در سينه جا دارد * كه مىجوشد شرر از چشم گريانى كه من دارم
مساهمون: محمد قدرت الله گوياموى