تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
چون مو كه بر آتش نهى نور نظر پيچد به خود * هرگه تماشا مىكنم ، آن روى آتشناك را
* * *
نمىدانم چه گرمى كرده‌اى با دل نهان از من * كه چون غافل شوم از وى ، دوان سوى تو مىآيد شفايى را تمامى عمر در كوى تو مىبينم * به كويت مىرود ، يا از سر كوى تو مىآيد
* * *
امروز نپرداخت به ما داور محشر * اين قصّهء جانسوز به حشر دگر افتاد
* * *
پرستارى ندارم بر سر بالين ، نه غم‌خوارى * مگر آهم از اين پهلو به آن پهلو بگرداند
* * *
ديدى كه خون ناحق پروانه شمع را * چندان امان نداد كه شب را سحر كند
* * *
من نمىگويم كه بس ، امّا تو خود انصاف كن ! * يك زخم و الماس اين‌همه ، يك جان و آزار اين‌قدر ؟ !
* * *
هلاك نرگس مخمور و مست ناز توام * ز پا فتادهء شمشاد سرفراز توام
* * *
در دل درآ ، تفرّج دل‌هاى داغ كن * از خانه چون ملول شوى ، سير باغ كن
* * *
نيم در آشنايى كم ز سنگى * كه نالان مىشود دور از فلاخن