حرف الزّاء
[ 229 ] [ مولانا زلالى خراسانى ]
لذّتبخش شيرينبيانى ، مولانا زلالى خراسانى ، كه عذوبت از كلام متينش پيدا و لطافت از اشعار رنگينش هويدا ، صاحب ديوان است و پسنديدهء موزونطبعان . آخر كار در سنهء احدى و ثلاثين و تسعمائه در هرات وفات يافته . اين دو بيت از او به ملاحظه درآمد :
نخواهى كرد ياد از خارخار سينهء چاكم * مگر روزى كه گيرد دامنت خار سر خاكم
* * *
چشمى كه بود لايق ديدار ، ندارم * دارم گله از چشم خود ، از يار ندارم
[ 230 ] [ ملّا زمانى يزدى ]
چهرهآراى عرائس معانى ، ملّا زمانى كه اصلش از يزد است ، و وى از قايلين تناسخ بوده و به زعم باطل خود قرار داد كه روح نظامى گنجوى در جسم خودش حلول نموده ؛