چنانچه اين خيال فاسد را به لباس قال درآورد :
در گنجه فروشدم پى ديد * از يزد برآمدم چو خورشيد
هركس كه چو مهر بر سر آيد * هرچند فرورود ، برآيد
و او غزل به غزل در جواب حافظ شيراز درآمده و دم به همنوايى بلبل شيراز مىزد .
ديوان خود را پيش شاهعباس ماضى گذرانيده ، به عرض رسانيد كه ديوان خواجه را جواب گفتهام . شاه فرمود : « خدا را چه جواب خواهى گفت ؟ ! » .
كليّاتش ده هزار بيت است . مؤلف صبح صادق سال وفاتش سنهء احدى و عشرين و ألف نگاشته و ناظم تبريزى در تذكرهء خود سبع عشر و ألف رقم نموده . اين چند بيت از كلام اوست :
زبان حال خموشان كسى نمىداند * و گرنه سوسن آزاد در فسانهء توست
* * *
حكايت از قد آن يار دلنواز كنيد * به اين فسانه مگر عمر ما دراز كنيد
[ 231 ] [ حكيم زلالى خوانسارى ]
شيفته خوشگفتارى ، حكيم زلالى خوانسارى كه شاعر عالىمقام و پختهگوى خوشكلام است ، طبع متينش به اشعار آبدار داد فصاحت در سخنگسترى داده ، و فكر رنگينش به كلام بلاغت ابواب بهارستان نظم به روى گلچينان سخن گشاده ؛ لا سيّما در مثنوىگويى در عهد خود شهرت دارد ، و از معاصرين علم تفوّق مىافراشت و به كمال انكسار درويشانه زندگانى مىنمود و به لياقت نمايان عزيز دلها بود و به خدمت ميرزا حبيب اللّه صدر و مير باقر داماد نهايت تقرّب و اختصاص داشت ؛ و از تصانيف خود سواى مثنوى محمود و اياز ، شش مثنوى ديگر گذاشته و مجموع را سبعهء سياره ناميده . اين