را شعراى عجم بر هفت وزن مشهور قرار دادهاند و حضرت امير خسرو دهلوى - قدّس سرّه - دو وزن ديگر بر آن افزوده ، يكى از بحر تقارب مثمّن ، چون :
تو اين مثنويّات سبع ار بدانى * شود منكشف بر تو سبع المثانى
كه در هر مصرع تكرار فعولن چهار بار است . دوم از بحر سريع مسدّس ، مثل :
آمده اين هفت گل تازهء تر * تازه كن رونق گلزار هنر
كه در هر مصرع لفظ « مفتعلن » سه بار مكرّر مىشود .
مولانا جامى - رحمه اللّه - در خطبهء مثنويّات هفتاورنگ مىفرمايد كه براى مثنوى وزنى كه جامع خفّت و عذوبت باشد ، سواى اين هفت نيست ، و آنكه امير خسرو دهلوى - رحمه اللّه - دو وزن ديگر برآورده سلامت طبع حاكم است كه اوّل از وصف خفّت و دوم از صفت عذوبت خالى است .
هفتم ترجيعبند كه عبارت است از چند غزل متّحد الوزن مختلف القوافى كه در آخر هر غزل فردى ذو القافيه مكرّر آرند و آن به حسب المعنى با بيت سابق مربوط بود .
هشتم تركيببند ، و آن مثل ترجيع است ، امّا فرق اينكه در تركيببند هر بيتى كه بعد غزل مىآيد جداگانه مىباشد و آن را واسوخت نيز گويند .
نهم تسميط ، و آن عبارت از چند مصرع است متّفق الوزن و القافية در بند اوّل و در باقى مصرع اخير را مطابق بند اوّل مىآرند . پس اگر مصرعها سه است مثلّث نامند و استعمالش بسيار قليل است ، و اگر چهار است مسجع و مربّع و چار در چار گويند ، و اگر پنج است به مخمّس موسوم باشد ؛ و شش و هفت و هشت و نه و ده مصرعى را مسدّس و مسبّع و مثمّن و مستّع و معشّر نام نهند و در اين صورت تسميط هشت قسم بود و از آن استعمال مربّع و مخمّس و مسدّس بيشتر است و باقى اقسام اكثر غير مستعمل .
دهم مستزاد كه بعد هر مصرع فقرهاى از نثر زياده كنند كه بحسب المعنى با ما قبل مربوط بود ، و بعضى اين فقره را بعد هر بيت مىآرند ، امّا اوّل بيشتر و خوشتر است .