مهارت شايسته و ممارست بايسته حاصل ساخت و در علوم عقليّه و نقليّه به يك واسط نسبت تلمّذ به خدمت مولوى بركت اللهآبادى كه از اعيان علماى عصر بود ، وارد ، الحال ، بعد تحصيل علوم و فنون عنان توسن عزيمت به كلكته منعطف ساخته ، چندى در آنجا به سر برده . آخر كار حسب الطّلب اهل حكومت وارد مدارس گشته ، رنگ اقامت ريخت ، و چند سال به عهدهء مدرسى مدرسهء كمپنى اشتغال داشته ، به مرور ايّام لواى خدمت افتاى صدر برافروخت و تا حال به عهدهء موصوفه مأمور است و به كمالات ذاتى و صفاتى مشهور ؛ چونكه در فنون نظم هم طبع بلند دارد و تلاش ارجمند ، گاهگاه به فكر سخن ملتفت مىشود .
بعد اتمام اين كتاب در سنهء ثمان و خمسين و مأتين و ألف مرحلهپيماى سفر آخرت گشته . از اشعار آبدار اوست :
نزاكت آنقدر دارد كف پاى نگارينش * كه برگ گل به جاى خار باشد پاى جانان را
* * *
پر از مشك ختن مىبينم امشب كوه و صحرا را * مگر باد صبا واكرد آن زلف چليپا را
* * *
ازبسكه وحشى است دل بىقرار ما * رم مىكند ز سايهء مردم غبار ما
* * *
بر روى زرد ماست روان اشك لالهگون * يك جا به هم شده است خزان و بهار ما
* * *
تا ديده است گل به چمن روى يار من * از پنجههاى خار گريبان دريده است
* * *