تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
با رقيبان نكنم سجدهء خاك در دوست * اين نمازيست كه بىشرط جماعت باشد
رباعى
زين پيش كه دل ناله و آهى مىكرد * چشمش به من التفات گاهى مىكرد گريان‌گريان ز دور مىديدم و او * خندان‌خندان به من نگاهى مىكرد
مستزاد
آيينه به بزم دلگشاى تو رسد * اى جان نگاه ! هم شانه به زلف مشك‌ساى تو رسد * ما را چه گناه ؟ ما خاك شويم و سرمه منظور افتد * داغيم ز رشك دل خون شود و حنا به پاى تو رسد * سبحان اللّه !

[ 172 ] [ حكيم بيگ خان حاكم لاهورى ]

صاحب كلام پردرد و شور ، حكيم بيگ خان حاكم از اهالى لاهور ، كه از اعيان قوم اوزبك است ، در اوايل عصر محمّد شاه پادشاه به خطاب‌خانى و منصبى شايسته سرفرازى يافته . آخر دست به دامن فقر زد و به گلگشت شاه‌جهان‌آباد و كشمير پرداخته ، عزم زيارت حرمين شريفين نمود ، و بعد احراز سعادت زيارت باز فايز وطن مألوف گشت . در فنون شعرى شاگرد آفرين لاهورى است . طبعش به بلاغت آشنايى داشت و اشعارش به فصاحت هم‌نوايى . تذكرهء مختصرى مسمّى به مردم ديده تأليف نموده ، و در سنهء اثنين و ثمانين مائة و ألف راه آخرت پيموده . از افكار اوست :
از در مران به حرف بدان ، اى نكو ! مرا * ناكرده امتحان مكش ، اى تندخو ! مرا
* * *