تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
حادى عشر راه سفر آخرت پيموده . از اشعار آبدار اوست :
دل غم‌گرفتهء ما ز نشاط كى گشايد * نه هواى باغ سازد ، نه فضاى گشت ما را دل ما و آرزويت همه دم به جستجويت * نبود به غير كويت هوس بهشت ما را
* * *
دل تا نيافت نشئهء عشق تو ، وانشد * نشكفت غنچه تا به نسيم آشنا نشد در عشق خويش پاىبه‌گل مانده‌ايم ما * نالد از آن‌كسىكه به كس مبتلا نشد
* * *
نمىگنجد به ظرف جذبهء دل اضطراب من * برون از شيشه باشد موج‌زن جوش شراب من نگارين شاهد هستى در آغوش طلب باشد * اگر از جلوهء برق فنا سوزد حجاب من به‌جز يكرنگى حيرت ز من صورت نمىبندد * بود آيينه‌دار باطن دريا حباب من دلم در جوش يار تندخو خونابه مىريزد * به عشق بوى آتش گريه‌ها دارد كباب من
* * *
گشته‌ام صيد نگاه دلربايى تازه‌اى * فتنه‌انگيزى ، خردسوزى ، بلايى تازه‌اى بسته‌ام دل را به زلف سنگدل عاشق‌كشى * دير صلحى ، زودرنجى ، بىوفايى تازه‌اى