تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

[ 117 ] [ عبد اللّطيف خان تنهاى شهرستانى ]

نكته‌سنج سخن‌پيرا ، عبد اللّطيف خان تنها ، كه اصلش از شهرستان است ، از اقرباى ميرزا جلال اسير بوده . در عهد عالم‌گير پادشاه به هند رسيده ، از پيشگاه شاهى به منصب مناسب سرفرازى يافته و به اعتبار فراوان به خدمات نمايان قيام داشت . در سخن گويى بلندطبع و خوش‌خيال بود . اواخر مائة حادى عشر راه آخرت پيمود . از اشعار اوست :
هرگز نكرد شكوه دل دردمند ما * چون داغ لاله دود ندارد سپند ما
* * *
يارم به كنج غمكده تنها نشاند و رفت * گفتم كه من غبار تو ، دامن فشاند و رفت
* * *
در بزم بىتو دوش ز تأثير ناله‌ام * چشمى كه تر نگشت همين چشم جام بود
* * *
انيس دردم و با ناله گفتگو دارم * نگاه حسرتم و گريه در گلو دارم
* * *
طرح هم‌چشمى بختم زچه‌رو ريخته‌اى * از تو ، اى سرمه ! بگو پيش كه فرياد كنم ؟
* * *
هرگه به بزم آن بت بدكيش مىروم * از خود هميشه يك‌دو قدم پيش مىروم