تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
نمىدارد دلم كز ياد يوسف طلعتى ، يا رب ! * چرا واديدهء حسرت به راه كاروان دارد
* * *
پامال مكن خاك مرا بعد هلاكم * شايد كه نهانى شررى داشته باشد
* * *
ناوكش سينهء بىكينه هدف كرد آخر * نقد جانى كه مرا بود تلف كرد آخر شور آوارگيم برده سبق بر مجنون * زنده ديوانهء من نام سلف كرد آخر از صفاى رخ زيباى تو افتاد چو عكس * از دم سرد خود آيينه كلف كرد آخر
* * *
من نمىدانم چه آتش امشبم در جان گرفت * كز بن هر مو همىريزد شرارم همچو شمع
* * *
در ياد چشم مست تو ، اى نور ديده‌ها ! * از ديده خوناب چو صهبا گريستم
* * *
تراوش كرد ازبس در فراقت آب از چشمم * به جاى اشك اكنون مىچكد خوناب از چشمم چه سازم گر نشد آويزهء گوش بتان ، قدرت ! * برآيد گرچه هردم گوهر ناياب از چشمم
* * *
دل‌خسته و آه سرد دارم * يك جان و هزار درد دارم پوشيده چسان كنم غم دل * چشم تر و رنگ زرد دارم . . .