كه به خدمت محمّد خان تركمان به عهدهء مهترى ركاب خانهء خاصّ اختصاص داشته ، بس خوشتلاش و نيكوفكر بوده . از اوست :
ز هشياران عالم هركه را ديدم غمى دارد * دلا ديوانه شو ، ديوانگى هم عالمى دارد
[ 85 ] [ مسمّاة تونى آتون ]
جلوهافروز بزم نازكادايى ، مسمّاة تونى آتون ، منكوحهء ملّا بقايى كه به كلام دلفريب شكار جانها مىنمود و به اشعار آبدار دلها از دست مىربود ، طبع رنگين داشت و خيالات دلنشين . گويند ملّا بقايى را كه معتقد عليه امير نظام الدّين عليشير بوده ، بيشتر با آتون مشاعرت به ميان مىآمد . روزى اين رباعى فرمود :
ياران ستمى ، پيرزنى كشت مرا * كاواك شده از او چو نى پشت مرا
گر پشت بهسوى او دمى خواب كنم * بيدار كند به ضرب انگشت مرا
در جواب آتون ، بديهه گفت :
همخوابگى سست رگى كشت مرا * روزى نبود از او بهجز پشت مرا
قوّت نه چنانكه پا تواند برداشت * بهتر بود از پشت دوصد مشت مرا
[ 86 ] [ مسمّاة آرزوى سمرقندى ]
نوگل گلشن ادابندى ، مسمّاة آرزوى سمرقندى كه در حسن و جمال عديم المثال بوده و سخنپردازى شيرينكلام و نازكخيال . اين بيت از طبع رنگين اوست :
شديم خاك رهت ، گر به درد ما نرسى * چنان رويم كه ديگر به گرد ما نرسى